خرید بک لینک
سلام،اجازه دهيد شعر امروز اختصاص يابد به عارف قزوينی و يکی از تصنيفهای دلپذير او که آقای شجريان آن را در قالب كنسرت دشتی اجرا و در آلبوم راز دل عرضه کردهاند. البته اين شعر در سال 1371 نيز در كنسرت آمريكا و البته در سهگاه با همنوازی داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان هم اجرا شده است. همچنین در سال 1367 به مناسبت بزرگداشت ششصدمین سالگرد حافظ بخشی از این غزل با همنوازی نی استاد محمد موسوی به صورت بداهه خوانی و بداهه نوازی در تالار وحدت اجرا شده است. گريه را به مستی بهانه کردم شکوهها ز دست زمانه کردمآستين چو از ديده برگرفتمسيل خون به دامان روانه کردمناله دروغين اثر نداردشام ما چو از پی، سحر نداردمرده بهتر آن کو هنر نداردگريه تا سحرگه، عاشقانه کردماز چه روی چو ارغنون ننالم از جفايت ای چرخ دون ننالم  چون نگيرم از درد، چون ننالمدزد را چو محرم به خانه کردم  **دلا خموشی چرا؟چو خم نجوشی چرا؟برون شد از پرده رازتو پردهپوشی چرا؟همچو چشم مستت جهان خراب استاز چه رو، روی تو در حجاب استرخ مپوش کاين دور انتخاب استمن تو را به خوبی نشانه کردم  **راز دل همان به، نهفته ماندگفتنش چو نتوان، نگفته ماندفتنه به که يک چند، خفته ماندگنج بر در دل، خزانه کردمباغبان چه گويم به من چهها کردکينههای ديرينه برملا کرددست من ز دامان گل جدا کردتا به شاخ گل، يک دم آشيانه کردمشد چو ناصرالملک، مملکتدارخانه ماند و اغيار، ليس فیالدارزين سپس، حريفان خدا نگهدارمن اگر به ميخانه، خانه کردم  **بهتر است مستی ز خودپرستینيستی به است عارفا ز هستیفارغم ز هستی، قسم به مستیتکيه تا بر اين آستانه کردم  **** اين قطعات در آواز نيامده است.

برچسب: نویسنده: طاها موسوی‌پور تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 16:46

سلام، آنها که حداقل پنجاه سالگی را تجربه کردهاند احتمالا به یاد دارند که شادروان استاد شجريان در سال ۱۳۵۸ در کنسرتی در دانشگاه ملی آن زمان، (دانشگاه شهيد بهشتی) مجموعه اشعار زيبايی را با همنوازی آقايان لطفی و مشکاتيان و گروه شیدا اجرا کردند که بعدها در قالب آلبوم چاووش 6 مشهور به سپيده روانه بازار شد. شعر امروز از اشعار جناب ابتهاج (هـ . ا . سايه) است که در ماهور، گوشه نیریز اجرا شده است.دلا ديدی که خورشيد از شب سردچو آتش سر ز خاکستر بر آوردزمين و آسمان، گلرنگ و گلگونجهان، دشت شقايق گشت ازين خوننگر تا اين شب خونين سحر کردچه خنجرها که از دلها گذر کردز هر خون دلی، سروی قد افراشتز هر سروی، تذروی نغمه برداشتصدای خون در آواز تذرو استدلا اين يادگار خون سرو است

برچسب: نویسنده: طاها موسوی‌پور تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 16:46

سلام،شعر امروز را اختصاص میدهم به غزلی از حضرت حافظ که جناب شجريان آن را با همراهی آقایان حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان در آلبوم فرياد و در  گوشه دشتی اجرا و عرضه کرده است. البته اين اثر بعدا در كنسرت همنوا با بم نیز به همین صورت اجرا و در آلبوم تصویری آن عرضه شده است. دو يار زيرک و از باده کهن دو منیفراغتی و کتابی و گوشه چمنی  **من اين مقام به دنيا و آخرت ندهماگرچه در پیام افتند هر دم انجمنی  **هر آن که گنج قناعت به گنج دنيا دادفروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی  **بيا که رونق اين کارخانه کم نشودبه زهد همچو تويی يا به فسق همچو منیز تندباد حوادث نمیتوان ديدندر اين چمن که گلی بوده است يا سمنیببين در آينه جام، نقشبندی غيبکه کس به ياد ندارد چنين عجب زمنیاز اين سموم که بر طرف بوستان بگذشتعجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنیبه صبر کوش تو ای دل که حق رها نکندچنين عزيز نگينی به دست اهرمنیمزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظکجاست فکر حکيمی و رای برهمنی

برچسب: نویسنده: طاها موسوی‌پور تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 16:46

صفحه بندی